اشعاری از لایوس تاركونی
اشعاری از لایوس تاركونی
برگردان از اسپرانتو: علیرضا دولتشاهی
لایوس تاركونی١ در زمره بلند آوازهترین سخنوران ادب اسپرانتو است. او در سال ١٩٠٢ میلادی درمجارستان زاده شد.هفده ساله بود كه زبان جهانی اسپرانتو را آموخت. سالها بهعنوان منتقد با نشریات ادبی و فرهنگی اسپرانتو زبان همكاری كرد. نشریاتی از قبیل: جهان ادبی2 ، نشریه كتابشناسی3 ، زبان ـ كتاب4 ...
تعدادی از آفریدههای او عبارتند از:
برگ به برگ5 ( ١٩٣٢ ) ـ پژوهشی در ادبیات اسپرانتو
گلچین ادبیات مجاری6 ( ١٩٣٣ )
تشنگی7 ( ١٩٦٤ ) ـ مجموعه اشعار
همچنین سرودههایی از او در گلچین ١٢ شاعر8 و نیز در گلچین ادبیات اسپرانتو9 درج شده است. تاركونی به سال ١٩٧٨ جهان را بدرود گفت.
سه پاسبان اندوه
غروب اتاق را پر میكند
در عبوری نرم
بر همه چیز میپیچد
توری از جادو
سكوتی بنفش
آنسوی دنیا رفته
ارابه ارغوانی خورشید
بادی ولگرد، آهسته زوزه میكشد
میان طراوت شفاق
از دور دست بانگ ناقوس
میان پنجره میلرزد
بر كوه روبرو چراغها می لرزد
مارپیچ تا فراز قله
درخشش چراغ خیابان
روی دیوار میرقصاند سایهها را
داس سیمین ماه
میدرد سیاهی آسمان را
سكوت، تنهایی، غروب
سه پاسبان اندوهاند
نگاه، آه بیهود میجوید
كسی را و چیزی را
فراسوی كوه
اندیشهها جوانه می زنند،می پژمرند
و غرق می شوند به خاموشی
و زمان پیوسته در میگذرد
ساعتی ست یا لحظهای
نك، پرنده ساعت
شب را فریاد میكند
رنجی درقلب،
فغان افسوس سر میدهد
زیرا كه تنهاست
كاج
خم نمیشود
از طوفانی مهلك
كاج سر فراز
از یوغ سالها نیز
كنار پای او
مینشینم
با عمر كوتاهم
پل
رود دوان
میان باغی الوان.
بخواب آلودگی
آب دونده را
زیر یوغ دارد
هلال كاهل پل
ماه
در جنگل
شب خاموش عطرآگین است
بیراههها را
ماه سیمین جامه
كنجكاوانه میجوید
بدرود
قطار آهسته
به راهم میكشاند
دره
در قفایم
با آفتاب وداع میگویدم
این واپسین بار است ؟
1- Lajos Tarkony , 2- Literaturo mondo
3- Bibliografia gazeto , 4- Lingvo – Libro
5- De paĝo al paĝo , 6- Hungara Antologio
7- Soifo , 8- Dekdu poetoj
9- Esperanta Antologio
برگرفته از فصلنامهی دوزبانهی سبزاندیشان (اسپرانتو-فارسی) تابستان 1385
در این وبلاگ با نمونههایی از فرهنگ و ادبیات زبان اسپرانتو آشنا میشوید.