آنتونی گرابوفسکی (1921-1857 ) Antoni Grabowski
گرابوفسکی به جهت هنر ترجمه خود مشهور شد .درام Mezepa از J.Slowacki ، اپرای هالکای از Wolski – Moniuszko با ترجمه های مناسب و مهارت و غنای زبانی متمایز می شود . El paranaso de popoloj (6 اثر به زبان اصلی و 110 ترجمه از 30 زبان ) با موفق ترین بخش لهستانی ( مجموعه شعر En Svisujo از Stowacki ترجمه هایی از میکسیه ویچ ) اوزان فراوان و قافیه های متغیر و غنی ای را ارائه می دهد . اما اوج هنروی ترجمه شعر حماسی آقای تادئو (1918) است که شاعر در آن زبان شعری را تکمیل کرد .وفادار به قالب گسترده (آلکساندر لهستانی ، 13 سیلاب ، 6+7) «مجموعه نوول تاریخ سال های 1811 و 1812 در 12 کتاب به صورت شعر» با فضایی حفظ شده ، با جسارت و کلمه یابی خودنمایی می کند. بیش از 200 کلمه جدید ، به فرهنگ PIV وارد شد . برخی یافته ها به طور کلی تحت استفاده قرار گرفت ، به طور مثال : Cxi به جای Cxi tiu ، فعل دار کردن مستقیم اسامی [حیوان] Vundas ، [Kreskajo] ، Flamas ، فعل دار کردن مستقیم صفت ها : [[arbaro] nigrus ، [Suno] rugas ، استفاده از پایانه های اسامی اسپرانتویی : per pensoj plenigi lokon و per okul sciigi .گرابوفسکی در باقی ترجمه ها نبوغ کمتری از خود بروز دارد .
شعر خیلی مشهور او "Tagigxo" در حقیقت سرود دوم اسپرانتو دانان محسوب می شود :
پس از نبردی طولانی ، رنجی تلخ
حالا دیگر پرچم ستاره سبز در باد می لغزد!
زبان مبارک به ما ارائه می دهد
هدیه ای شگفت و آسمانی
روز ، روز پرتو می افکند در حلقه دوستان
سایه های شب دور می شوند از دنیا !
شعر Nokto Senstela به خوبی از گرایشات ادبیات مدرنیسم بهره می برد و به طور نمادین سرنوشت انسان را با سایر موجودات طبیعت مقایسه می نماید. شعر Velga قصه هایی مملو از معجزه و چیزهای شگفتانگیز ارائه می دهد .
شمال نامهربان است
از فضای دور
به ساحل سنگی روان است
دریای یخی بیکران
آه ایوالدو عزیزم
او ناگاه فریاد زد و دراز کرد
دستهایش را که به ناگاه معلق بود
در هوایی دریایی ، سرد
او یک مرغ دریایی سپید شد
او ظاهر می شود ، ناپدید می شود
و آرزو می کند و رنج می کشد
بخاطر درد ، ناامیدی
و با ناله خود
گویا او به خدا شکوه می کند.
در این وبلاگ با نمونههایی از فرهنگ و ادبیات زبان اسپرانتو آشنا میشوید.