ژومارت و ناتاشا
ژومارت و ناتاشا Ĵomart kaj Nataŝa زوج هنرمندی هستند که موسیقی اسپرانتو را با همدیگر از 1985 شروع کردند. اهل قزاقستان هستند و در سال 1991 با همدیگر ازدواج کردهاند و از همان سال ساکن سوئد شدند. تنها دخترشان کارینا Carina در سال 1995 متولد شد و او هم همراه والدین هنرمندش آواز میخواند. موسیقی آنها بسیار دلنشین و مورد استقبال عموم قرار گرفته است. در بسیاری ار کنگرهها و همآیشهای اسپرانتویی آنها کنسرت دادهاند. در سایت اختصاصی آنها میتوان آهنگهای برگزیدهی آنها را گوش کرد و یا ضبط نمود. در اینجا یکی از آهنگهای ژومارت و ناتاشا با ترجمهی فارسی به عنوان برگ سبز تقدیم خوانندگان این وبلاگ میکنیم:
|
دوستم بدار |
Amu min |
|
شعر از میکائیل بورنشتاین |
Vortoj: Mikaelo Bronŝtein |
|
آهنگ: ژومارت آمزهو |
Muziko: Ĵomart Amzeev |
|
جرات ندارم اینهمه گناه کنم |
Mi ne kuraĝas tiom peki |
|
سورتمهی بیشتری از سرنوشت بخواهم |
Pli bobon de l´destino peti |
|
چون خیلی بیشتر به من هدیه داده |
Ĉar multon jam donacis ĝi |
|
یه زمانی بانوی هوسبازِ سرنوشت |
Mia destin kaprica damo, |
|
هیچگاه ترا گول نزدم |
Mi vin ne trompis en iamo |
|
پس دوستم بدار وقتی زندهام |
Do amu min, dum vivas mi |
|
تا وقتی نیرویی در بازوهایم هست |
Dum restas forto en la brako |
|
برای بلند کردن گیلاسی کنیاک |
Por levi glason da konjako |
|
در میان همراهان خوبم |
En mia bona kompani' - |
|
برای زیارت تو سفر میکنم |
Al vi vojaĝas mi pilgrime, |
|
با نظم و نثر برای تو ستایش میکنم |
Al vi mi preĝas proze, rime, - |
|
پس دوستم بدار وقتی زندهام |
Do, amu min, dum vivas mi. |
|
پس دوستم بدار وقتی زندهام |
Do amu min, dum vivas mi |
|
لذت آواز سهلانگارانه |
La ĝuo de kantad' senzorga |
|
فردا یا پس فردا تمام خواهد شد |
finiĝos morgaû aû post morgaû |
|
همچو پنداری وهمآلود |
Kvazaû fantoma iluzi. |
|
بر صدای من روی کاست |
Al mia voĉo sur kasede |
|
تو با دهانی باز و خمیازهکش(خواهی نگریست) |
vi gapos pigre kaj oscede, |
|
پس دوستم بدار وقتی زندهام |
Do, amu min, dum vivas mi. |
|
آه،بانوی دوستداشتنی من |
Ah, mia sinjorin' aminda |
|
حادثه ی کور ما را به هم رساند |
Kunigis nin okazo blinda |
|
آیا خدا فهم خواهد داد؟ |
Ĉu la komprenon donos Di' |
|
بدونِ امکانِ با هم بودن، جسما״ و انسانی؟! |
Sen eblo kuni korpe, home?! |
|
پس دوستم بدار وقتی زندهام |
Do, amu min, dum vivas mi. |
|
آیا فقط رنج و کنایه؟ |
Ĉu nur ĉagreno ironia, |
|
یا عشق در راهمان؟ |
Aû pura am' en iro nia. |
|
در زندگی چه چیزی بیش از این میخواهم |
Kion en viv' mi volus pli? |
|
که همان هدایتها ادامه داشته باشه |
Ke daûru plu la samaj strioj |
|
از جشن هایم، مصیبتهایم |
De festoj miaj, plagoj miaj. |
|
پس دوستم بدار وقتی زندهام |
Do, amu min, dum vivas mi! |
در این وبلاگ با نمونههایی از فرهنگ و ادبیات زبان اسپرانتو آشنا میشوید.