تبليغاتX
فرهنگ و ادبیات زبان بین‌المللی اسپرانتو

فرهنگ و ادبیات زبان بین‌المللی اسپرانتو

وبلاگ گروهی درباره فرهنگ و ادبیات زبان بین‌المللی اسپرانتو Kulturo de Esperanto en la persa

با پشتیبانی یکی از اعضای نیکوکارِ انجمن اسپرانتوی ایران، انجمن در نظر دارد هر فصل مسابقه‌ی مقاله‌نویسی برگزار کند و به برگزیدگان، سکه‌ی طلا اهدا کند.

اولین دوره‌ی مسابقه از زمستان ۱۳۸۶ آغاز می‌شود.

موضوع مقاله آزاد است و محدودیت تعداد نیز ندارد(هر نفر می‌تواند بیش از یک مقاله بفرستد).

فرصت ارسال مقاله تا ۱۵ بهمن ۱۳۸۶ می‌باشد.

حداقل محتوای هر مقاله باید بیش از ۴۰۰ واژه باشد.

نام برنده یا برندگان در همایشِ پایانِ سالِ انجمن اعلام خواهد شد.

مقالات خود را به نشانی irea.oficejo@gmail.com  ارسال کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 19:34  توسط ReTo  | 

مسابقه‌ی هنرهای زیبای انجمن جهانی اسپرانتو سال 2008

همچون سال‌های گذشته انجمن جهانی اسپرانتو برای سال 2008 نیز در رشته‌های زیر اعلام مسابقه‌ی بین‌المللی کرده‌ است:

-          شعر

-          نثر

-          نمایش‌نامه

-          مقاله‌نویسی (موضوع مرتبط با اسپرانتو و یا مرتبط با موضوع کنگره‌ی سال 2008)

-          فیلم(موضوع مرتبط با اسپرانتو و یا مرتبط با موضوعِ کنگره‌ی سال 2008)

-          کتاب کودک

برای اطلاعات بیشتر به نشانیwww.uea.org/dokumentoj/belartaj_konkursoj_regularo.html  مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 11:3  توسط ReTo  | 

رمون شوارتس Raymond Schwartz (1894- 1973) فرانسوی، در سال 1909 اسپرانتو را فراگرفت. او از طنز نویسان نامی در ادبیات اسپرانتو است. شعر زیر از مشهورترین آثار اوست و دو سطر پایانی آن کاربردی ضرب‌المثلی پیدا کرده است. برای درک بیشتر، خواننده حتما باید اسپرانتودان باشد تا به مفهوم کنایه‌های شاعر پی ببرد.

توجه!

کسانی که بتوانند تفسیر این شعر را به فارسی برای من بفرستند – بدونِ محدودیت زمانی – کتاب نفیسی را به اسپرانتو هدیه دریافت خواهند کرد!

 

اسپرانتیست، پیدایش و غیبت

Esperantisto, Ekesto kaj malapero

 

 

مقاله‌ی مجله

Gazetartikolo

یا سخنرانی تبلیغی

Aŭ varba parolo.

تاثیرمطلوب

Favora impreso,

علاقه‌مندی

Ekintereso.

کتاب آموزشی

Lernolibro,

ارتعاش مقدس

Sankta vibro,

مرض تبلیغ

Propaganda miasmo;

اشتیاق

Entuziasmo!

هم‌آرمان

Samideano,

(به سلامتی شما!)

(Je via sano!)

هم‌قطار

Kamarado,

تبلیغ

Varbado,

تدریس

Instruo,

در میان انبوهی از مدال‌ها

En butonturo

پرچم سبز

Verda flago

روز باشکوه

Glora tago!

شکاف بیشتر

Plua ŝtupo:

گروه جدید

Nova grupo.

شور تازه

Nova sento,

باد مساعد

Facila vento

و شعری

Kaj poemo

در همان مضمون!

Pri sama temo!

پس از تردید

Post hezito

نماینده

Delegito.

در صورت نیاز

Laŭ bezono

اشتراک مجله

Gazetabono,

حق عضویت‌ها

Kotizoj

و چمدان‌ها

Kaj valizoj

برای کنگره

Por kongreso.

تاثیر معجزه‌آسا

Miraklimpreso!

لباس فراک

Fraka vesto,

جشن زیبا

Bala festo,

لباس ملی

Naci-kostumo,

عشق‌بازی

Amindumo.

دختر اسپانیایی

Hispanino,

تعظیمِ قلبی

Korinklino

و امیدها

Kaj esperoj,

نامه‌های عاشقانه

Amleteroj.

عسل

Mielo.

آسمان!

Ĉielo!

...

…….

...

…….

زن

Edzino;

پایان!

Fino!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 0:55  توسط Bulud   | 

آه، دل من

Ho, mia kor’

 

آه، دل من، با ناآرامی مزن

Ho, mia kor’, ne batu maltrankvile

حالا از سینه‌ی من مپر

El mia brusto nun ne saltu for!

من خود را به آسانی نمی‌توانم نگهدارم

Jam teni min ne povas mi facile

آه، دل من

Ho, mia kor’

 

 

آه، دل من، پس از کار طولانی

Ho, mia kor’ Post longa laborado

آیا من در ساعت معین پیروز نخواهم شد؟

Ĉu mi ne venkos en decida hor’?

بس است، از تپیدن آرام بگیر

Sufiĉe! Trankviliĝu de l’ batado,

آه، دل من

Ho, mia kor’

 

            لودویک زامنهوف

 

 

      Ludoviko Zamenhof       

ترجمه: دکتر حسین وحیدی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 19:27  توسط ReTo  | 

در سال 2008 انجمن جهانی اسپرانتو سدمین سالگرد بنیانگذاری خود را جشن خواهد گرفت و به همین مناسبت در نظر دارد طراحی آرم ویژه‌ی آن را به مسابقه‌ی بین‌المللی بگذارد.

مشخصات آرم:

بیانگر تاریخ سد ساله‌ی انجمن، آرمان‌ها و هدف‌های آن باشد. ساده باشد.

 تک رنگ یا چند رنگ اما با قابلیت تک رنگی هم باشد.

آرم طراحی شده فقط در طول سال 2008 قابلیت استفاده خواهد داشت و جایگزین آرم اصلی انجمن نخواهد شد.

همگان(طراحان اسپرانتودان و غیراسپرانتودان) حق شرکت در این مسابقه‌ را دارند.

شرکت کنندگان حق ارسال بیش از یک طرح را دارند.

مبلغ 500 یورو به طراح آرم بر‌گزیده اهدا خواهد شد.

آخرین مهلت ارسال طرح‌ها تا 9 تیرماه 1386 (30 ژوییه 2007) می‌باشد.

برای ارسال طرح(ها) و اطلاعات بیشتر با این آدرس تماس بگیرید: simbolo@co.uea.org

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 12:57  توسط ReTo  | 

این طرح فکر کنم کمی تا قسمتی بیانگر نگرش اسپرانتویی به جهان باشد که به مناسبت ۱۲۰ سالگی اسپرانتو طراحی شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 15:33  توسط ReTo  | 

 

     کشف

هنری بائو پی‌یر(هنری پل واتره)             

                                                              مترجم: غلامرضا آذرهوشنگ

 

    من آدم آرام و ساکتی هستم. شما حتما با پیر پسرهایی هم چون من، که دوست دارند با سایر مردم جهان ـ از جمله با همسایگانشان ـ در صلح و صفا زندگیکنند، آشنا هستید. من اتاق کوچکی را، در سربازخانهای اجارهای، اشغال کردهام که به اندازهی کافی برایم راحت است. این اتاقها را دولت بهتازگی، برای چند صدنفر که خیلی فوری به خانهای نیاز داشتند، در شهر ما ساخته است.

     تقریبا زندگی شیکی دارم. من حتی یک حمام شخصی دارم که میتوانم زیر دوشش بایستم و از  آب گرمی که در آن جاری است، لذت ببرم. تا همین سال پیش، من با رفیقم پالکین در یک حمام بدون پنجره زندگی میکردم. البته به اتفاق شش نفر دیگر؛ به شرط آن که نخواهیم دربارهی سگ، قناریها و موشهای حریص و پرخوری که با ما زندگی مسالمتآمیزی داشتند، حرفی بزنیم.

     - آیا واقعا این پیشرفت مداوم بشری قابل تحسین نیست؟

     چند روز پیش من در خانهام نشسته بودم ـ بله، در خانه! ـ  و داشتم کتاب قدیمی و خاک خوردهای  از ”روفوس لونیکولا“  را بهنام ”دِ آرته اسپوتنیکاندی“* به زبان لاتین میخواندم. در واقع مزاج من بیشتر با داستانهای زیبای عاشقانه همساز است، اما از آنجا که کتابی در این زمینه در آن لحظه در دسترسم نبود، به ناچار مشغول خواندن این کتاب علمی شدم. اما ناگهان روح من، صدهزار قلاج** به هوا پرید، وقتی متوجه شدم که چیزی دارد در روی زمین اتفاق میافتد: درِ اتاقهای همسایههایم یکی پس از دیگری باز می شد و باران کلمات تند و عصبی، مثل تکههایی که روی پله ها با سر و صدا پشت سر هم فرو میغلتد،  پردهی سکوت را جر و واجر میدادند.

      بله، پشت سر هم از پله ها فرو غلطیدند!

     چه اتفاقی افتاده است؟ وقت زیادی برای فکرکردن نداشتم، چون درِ اتاق من هم با صدای مهیبی باز شد و من  با گوش خودم، از دهان دوست جوانم ”دوسنوبیشین“ علت این جار و جنجال را شنیدم. همانطور که میدانید، دوسنوبیشین منبع پایان ناپذیر اخبار و اطلاعات است.

     -  آب تموم شده، پدر جان!

     و بعد بیشتر توضیح داد: ”من شیر آب را باز کردم و سعی کردم آن را مک بزنم. بیفایده بود. حتی یک قطره آب هم نداشت. نه آب سرد، نه آب گرم. اصلا و ابدا. ما باید فورا دست به سازماندهی بزنیم و کمیسیون تحقیقات درست كنیم.“

     همسایههایی که با صدای اپرا گونه و مصمم این دوست جوان به هیجان آمده بودند، گروه گروه به اتاق من ریختند و نارضایتی جدی خود را از این وضعیت، تند تند به زبان  آوردند:

     -  حالا من چطوری حمام بخار را آماده کنم؟

     -  بگو ببینم، پس من چطوری سماورم را جوش بیاورم؟

     - این همه زحمت کشیدیم و همه جا را تمیز کردیم. واقعا كه جای تاسف است.

     كنت آنیلین هم که یک وقت منشی حزب بود، موافقت خودش را با این مسئله اعلام کرد.

     دوسنوبیشین به طرز قانع کنندهای اعلام کرد: ”ما باید هر چه سریعتر یک درخواست تنظیم کنیم.“

     در همین وقت، پولیینا سمیونوونا با صدای نرمی گفت: ”اگر سرچشمه این آب مقدس خشک شده است، همهاش به خاطر گناهانی است که این انسان ها مرتکب میشوند. برادران! بیایید همه با هم توبه کنیم و استغفار بهطلبیم.“

     لزوبیاتنیکف پیر، که زمانی دوک هوبورو بود، به زانو افتاد و در مقابل جمع اعتراف کرد: ”من خیلی آب خوردم. اما با خضوع تمام به دوشیزهی مقدس کازان قول میدهم، و صادقانه به خون زخمهای زوزیم مقدس سوگند میخورم که از این پس فقط کواس و ودکا بنوشم و لا غیر.“

    همه حاضرین زانو زدند، صلیب بر خود کشیدند و با صدای بلند، به گناهان و اعمال سیاه خود اعتراف کردند.

    - رفقا، من آدم کثیفی هستم؛ چون سر مشتریِ  شیرم  را كلاه میگذاشتم. در شیری که هر روز به او میفروختم، بله، در این شیر...

    آب دهانش را به سختی قورت داد و آنچنان اشک ریخت که دل سنگ به حالش آب میشد. هیچکس جرات نكرد او را دلداری بدهد. همه با هم به گریه افتادند.

    در حالی‌که به سختی آزردگی خودم را پنهان میکردم، در میان فینفینهای گریهآلود جمع، به همراهان درماندهی خود پیشنهاد کردم، بهتر است سری به حمام بزنیم و از نزدیك ببینیم دقیقا مشکل چیست و چطور می توانیم خودمان را از این وضعیت آ