تبليغاتX
فرهنگ و ادبیات زبان بین‌المللی اسپرانتو
 
   
     
 
 
 

Zamenhof

پس از خلق اسپرانتو ، مبدع آن زبان را با اولین آثار خود در بوته آزمایش قرار داد . در Unua Libro (1887) دو شعر از وی منتشر گردید: Mia penso و Ho mia kor. با توجه به گرایش های پیش از مدرنیسم ادبیات جهانی - که در ادبیات لهستان نیز موجود بود – برای نویسنده مهم ترین چیز ایده ها و افکار خود بود. اذعان روشن ، مستقیم و صمیمی توان صورت های شعری را سرآمد می کند . زامنهوف نه مثل یک هنرمند حکاک که به عنوان مریدی فداکار در جهت آرمان خود خدمت کرد:

فکر من و رنج

و دردها و امیدها !

چه چیزی را من داشتم عزیزترینم را

جوانی ام را – من گریان

در قربانگاه گذاردم

از وظیفه ای تحت امر

آتشی را من از درون حس می کنم

 چیزی مرا به صورت جاوید به جلو می راند.

شعری کوتاه و قویاً تأثیر گذار در خوانندگان Ho mia Kor هنوز هم با قویدلی ها ، تردیدها و امیدهای استاد را منعکس می کند:

آه ، قلب من !

 پس از کاری طولانی

آیا من مغلوب نخواهم کرد در ساعت مهر پایان نهادن !

 کافی است !

 آسوده باش از نبرد

آه قلب من !

بهترین حاشیه نویسی را درباره این شعر خود نویسنده در نامه اش به Borovko  (1895) داشته است :

« احساس کردم مقابل Rubikono ایستاده ام و وقتی بروشورم چاپ شود دیگر امکان بازگشت نخواهم داشت، احساس کردم تمام راحتی آینده خود و خانواده ام را روی این کارت می گذارم ، ولی نتوانستم این ایده را کنار بگذاریم ؛ایده ای که با جسم و خون من یکی شده و من از میان Rubikono  عبور کردم .»

 

 
 
   |    نوشته شده توسط Elham
 
Donbaleh Balatarin
 
 

Antoni Grabowski

گرابوفسکی به جهت هنر ترجمه خود مشهور شد .درام Mezepa  از J.Slowacki ، اپرای هالکای از Wolski – Moniuszko با ترجمه های مناسب و مهارت و غنای زبانی متمایز می شود . El paranaso de popoloj  (6 اثر به زبان اصلی و 110 ترجمه از 30 زبان ) با موفق ترین بخش لهستانی ( مجموعه شعر En Svisujo از Stowacki ترجمه هایی از میکسیه ویچ ) اوزان فراوان و قافیه های متغیر و غنی ای را ارائه می دهد . اما اوج هنروی ترجمه شعر حماسی آقای تادئو (1918) است که شاعر در آن زبان شعری را تکمیل کرد .وفادار به قالب گسترده (آلکساندر لهستانی ، 13 سیلاب ، 6+7) «مجموعه نوول تاریخ سال های 1811 و 1812 در 12 کتاب به صورت شعر» با فضایی حفظ شده ، با جسارت و کلمه یابی خودنمایی می کند. بیش از 200 کلمه جدید ، به فرهنگ PIV وارد شد . برخی یافته ها به طور کلی تحت استفاده قرار گرفت ، به طور مثال : Cxi به جای   Cxi tiu ، فعل دار کردن مستقیم اسامی [حیوان] Vundas ، [Kreskajo] ، Flamas ، فعل دار کردن مستقیم صفت ها : [[arbaro] nigrus ، [Suno] rugas ، استفاده  از پایانه های اسامی اسپرانتویی : per pensoj plenigi lokon و per okul sciigi .گرابوفسکی در باقی ترجمه ها نبوغ کمتری از خود بروز دارد .

شعر خیلی مشهور او "Tagigxo" در حقیقت سرود دوم اسپرانتو دانان محسوب می شود :

پس از نبردی طولانی ، رنجی تلخ

 حالا دیگر پرچم ستاره سبز در باد می لغزد!

زبان مبارک به ما ارائه می دهد

 هدیه ای شگفت و آسمانی

 روز ، روز پرتو می افکند در حلقه دوستان

 سایه های شب دور می شوند از دنیا !

شعر Nokto Senstela به خوبی از گرایشات ادبیات مدرنیسم بهره می برد و به طور نمادین سرنوشت انسان را با سایر موجودات طبیعت مقایسه می نماید. شعر  Velga قصه هایی مملو از معجزه و چیزهای شگفتانگیز ارائه می دهد .

شمال نامهربان است

 از فضای دور

 به ساحل سنگی روان است

 دریای یخی بیکران

 آه ایوالدو عزیزم

 او ناگاه فریاد زد و دراز کرد

 دستهایش را که به ناگاه معلق بود

 در هوایی دریایی ، سرد  

او یک مرغ دریایی سپید شد

 او ظاهر می شود ، ناپدید می شود

 و آرزو می کند و رنج می کشد

 بخاطر درد ، ناامیدی

 و با ناله خود

 گویا او به خدا شکوه می کند.

 
 
   |    نوشته شده توسط Elham
 
Donbaleh Balatarin
 
 

Stanislav Schulhof

اهل چک، شاعر مجموعه شعر ""per aspero de despero (1911)، زندگی چه چیزی را برد " Kion la vivo alpotis " گل های پاییزی (1912) و ترجمه هایی از اشعار زبان چک Bohemaj grenantoj (1920)است. وی توانست احساس واقعی را بخاطر شکوه و اندوه عشق به وجود آورد.

رویاهای روشن ، مملو از پرتو خورشید

 ناگاه برافروخت جرقه ای به سوی من ، یک تشنه

و به سوی آنها آرمانشهری زیبا

 نوای من به صدا در آمد

 نوای استراحت طولانی من

 آه شما، رویاها، رویاهای زیبای من

 چرا پخش و پلا شدی در هوا

البته من، شما را به آرامی لمس کردم

 و ناگهان روی زمین لمیدی

در زمین گل و لای حقیقی.(Cxe la forno).

 
 
   |    نوشته شده توسط Elham
 
Donbaleh Balatarin
 
 

Abraham Kofman

روس تبار یهودی ، مترجم Heine ، هومر (بخش ایلیاد) ، بایرون ("Kain ") ، گوته ( بخشی از FaustBeaumarchais  (Edzigo de Figaro  ) به صورت اورجینال گونه ای شعر داستان گونه "Filino de Iftah  " ، داستانی از معبد انجیلی را تألیف نمود. سادگی ، شفافیت ، و توانایی در بیان ، به وی جایگاه با اهمیتی در سلسله شاعران پیشگام اسپرانتو داد.

اینک از دور زنگوله ها به صدا در می آیند

 سنج ها، سوت ها و تارها

 جوانان، دوشیزگان با گام هایی ساده

 خوشحال در صفی بی نظم می رقصند

با خنده آواز سر می دهند، به خود تاب می دهند

به سوی فاتحان می رقصند

 تخت شاهی مرتفع خود را بالا نمی کشند در میدان

 مجموع چوب های بلند خود را به بالا می کشند  

 و فریادهای خوشحالی در فضا می پیچد در فضا

 همهمه می کنند و مجموعه مردها از درد ناله می کنند

 و آنجا در لباسی سفید از کتان

 خاموش می نشینند دوشیزگان با رخساری رنگ پریده .

 
 
   |    نوشته شده توسط Elham
 
Donbaleh Balatarin
 
 

Edmod Privat

سوئیسی فرانسه زبان ، اسپرانتو دان برجسته و دانشمند همچنین نویسنده و مولف شعر به زبان اصلی "Tra l’silento " (1912) و درام افسانه ای " Ginevra" (1913) می باشد.از آثار او درام ساخته شده بر مبنای قصه جهانی درباره عشق میان همسر شاه آرتور و شوالیه لانسلوتو (زبان اسکاتلندی) – که شامل بیشتر شعر است تا درام – می باشد .معروف ترین و استادانه ترین شعر وی Lasta Kiso است .Lasta Kiso گرایش سمبلیسم و مدرنیسم را رعایت می کند که اثری در مقایسه سرنوشت پروانه و گل داودی با سرنوشت انسانها بیافریند.

Cxu en tombejo و La tempo اندیشه ناگوار و تلخ را درباره وقایع ناخوشایند زندگی و ضرورت مبارزه علیه آنان را بیان می کند:

 زمان فرار می کند، به صورت پایان ناپذیری دور می شود

 هیچگاه به آینده در حال حرکت برخورد نمی کند

 آن زندگی مرا با سرسختی می کشد

و ما را به مشابه گله گوسفندی در حرکت به جلو می راند

 تا مرگ زمان همچون له له ای ما را به پیش می راند  

چون به غم رنج و بازی سرنوشت  

زمان ما را اغوا می کند و تا ابد حکومت خواهد کرد

 
 
   |    نوشته شده توسط Elham
 
Donbaleh Balatarin
 
 

Maria Hankel

آلمانی تبار ، رئیس انجمن ادبی اسپرانتو اشعاری را در بسیاری از نشریات اشپرانتو به چاپ رساند .La simbolo de pamo  و Sableroj (1911) جداگانه منتشر شدند. طی UK در بارسلونا در سال 1909 او اولین جایزه بین المللی Floraj Ludoj را بر اساس سنت احیا شده قرون وسطی از آن خود کرد . نویسنده شعر عشقی که همیشه و هر جایی که می رفت به وی دسته های گل اهدا می شد ملقب به عنوان " شاه " گردید. ملکه بارسلونایی اشعاری راجع به عشق ، اشتیاق و علاقه نسبت به ستاره سبز - ایده آلیسم ، مملو از اندیشمندی و عطوفت تألیف کرد . وی همچنین به خوبی فضای امید وکار مشترک را برای اسپرانتودانان پیشگام بازتاب می داد.

با وجود این !

کاری بدون خستگی

استقامت و صلح

 گویا تنها جهت اثبات

 مجدداً معلق است

با ترس و لرز

  با سعی و کوشش

  سال نزدیک را

  ما ثمر را خواهیم یافت ! (Vana espero)

 
 
   |    نوشته شده توسط Elham
 
Donbaleh Balatarin
 
  ما در سال 1388 دو جلسه عصر ادبی داشتیم که چندان موفق نبود. اولی که جلسه فروردین ماه بود با 6 نفر شرکت کننده تشکیل شد که موضوع دیر اعلام شده بود و دوستان آمادگی نداشتند که در آن باره مطالعه و بررسی کنند. "مارجوری بولتون" موضوع جلسۀ فروردین‏ماه ما بود که بی‏رونق برگزار شد و من بشخصه شرمندۀ ایشان شدم. انشاءالله بتوانیم در جلسه ای دیگر جبران قصور کنیم.
جلسۀ دوم ما که در باره "مطالب طنز یا شوخی" بود که به نوعی شهید شد و با بحثهای دیگر که رابطه‏ای با ادبیات نداشتند به کناری رفت. در آن جلسه ما عزم خود را جزم کردیم و تصمیم گرفتیم که به عنوان موضوع اصلی، هر بار، برای هر جلسه کتابی را تعیین کنیم، همۀ شرکت کنندگان آن را بخوانند و در باره‏اش صحبت و بررسی شود و هر کسی بنا به خوشایندش می‏تواند هر بخشی را بخواند، در باره‏اش سخن بگوید و یا اینکه مقاله، مطلب، و یا شعری را رساخوانی یا ازبر‏خوانی کند، در ارتباط و یا بی‏ارتباط با موضوع اصلی.
برای جلسۀ خردادماه تصمیم براین شد که کتاب "Libro de humorajxoj" اثر  پل د لنگیل را موضوع اصلی جلسه قرار دهیم و در باره‏اش صحبت و گزیده‏هایی را از داستانهایش رساخوانی کنیم.
با این امید که شما دوستان علاقه‏مند به اسپرانتو و ادبیات اسپرانتو را در روز 22 خردادماه برابر 12 ژوئن در دفتر انجمن اسپرانتو ایران ببینیم.
متن اسپرانتو این خبر را در اینجا بخوانید.

 
 
   |    نوشته شده توسط Mahmud
 
Donbaleh Balatarin
 
 
امروز مصادف است با تولد یولیُ باقی و من به این بهانه یک شرح از این نویسنده را اینجا آورده ام. امیدوارم مفید باشد. و در اینجا تولد وی را به همه دوستداران اسپرانتو تبریک می گوییم.

یولیُ باقی در 13 ژانویه 1891 در مجارستان ( شهر Szeged  ) بدنیا آمد. پدرش یک هنرپیشه بود و مادرش یک سوفلر (دیکته کننده دیالگها به بازیگران) . وی نیز یک بازیگر کارگردان و نویسنده توانا بود و در زمان جوانی در مدرسه بازیگری درس خواند. در این زمان تعداد بسیار زیادی از داستانها و شعر هایش به زبان مجارستانی در مجلات چاپ شد.

در سال 1911 با اسپرانتو آشنا شد.در زمان جنگ جهانی اول به خدمت سربازی در ارتش مجارستان- اتریش رفت و در سپتامبر 1915 ارتش روسیه او به اسارت گرفت و بیش از پنج سال در سیبری در اسارت بسر برد. در طول اسارت به تدریس اسپرانتو به اسیران جنگی و افراد غیر نظامی پرداخت و بدینوسیله فعالیتهای اسپرانتویی خود را وسعت بخشید و بعنوان یک معلم مشهور شد. زمان اسارتش سر آغازی برای سرودن شعرهایش به زبان اسپرانتو است و باعث شگفتی است که در این زمان  طبع لطیف شاعرانه خود را از دست نداد. در اواخر سال 1920 او آزاد شد و به مجارستان بازگشت.

باقی  یک شاعر، داستان نویس، رمان نویس و نمایشنامه نویس توانا در ادبیات اسپرانتو شد. وی با بسیاری از مجلات و سازمانهای اسپرانتو همکاری داشت از جمله وی از سال 1933 بعنوان یکی از ویراستاران ارشد در مجله Litratura Mondo  مشغول شد. وی  به تالیف کتابهای آموزشی، مجموعه اشعار و داستانهای زیادی همت گماشت. وی در همایشهای بین المللی اسپرانتو (UK) هنرپیشگی و کارگردانی تئاتر را بر عهده داشت. او عصرهای ادبی گوناگونی را برگزار کرد و نامگذاری روز تولد زامنهوف (15 دسامبر) بعنوان روز کتاب اسپرانتو از ابداعات اوست.

آثار:

Preter la vivo (poemoj 1922; 2a eld. 1931),
Viktimoj (romano 1925; 2a eld. 1930),
Pilgrimo (poemoj 1926),
Dancu marionetoj! (noveloj 1927),
Migranta plumo (noveloj kaj poemoj 1929),
Hura! (romano 1930),
Printempo en la aŭtuno (romano 1931),
La vagabondo kantas (poemoj 1933 kaj 1937),
Verdaj donkiĥotoj (romano 1933),
Sur sanga tero (romano 1933),
La teatra korbo (skizoj 1934),
La verda koro (romaneto por komencantoj 1937),
Sonĝe sub pomarbo (lirika dramo 1958),
Koloroj (noveloj 1960).
Aŭtuna foliaro (poemaro 1965, 1970).
Ĉielarko (versaj fabeloj 1966).
En maskobalo (5 unuaktaĵoj, 1977).
Tiun ĉi ampleksan kaj en ĉiuj detaloj gravan (observu i.a. ankaŭ la dramajn verkojn) verkadon kompletigas la amuzaj kurskajeroj Nik Nek (1928) kaj Kaj Jen (1946).

در اینجا یکی از اشعار معروف او در کتاب La Verda Koro   را ترجمه کردم:

قلب سبز  داستانی است که به نوعی سرگذشت خود اوست؛ وقتی که در اسارت بسر می برد.

AL NIA LINGVO

Vi, bela lingvo, Esperanto,
en mi la penso jam ne mutas;
parolas sentoj en la kanto,
per kiu vin mi nun salutas.
Ho, kie estas via lando? --
demandas homoj. La respondo:
La lingvoland' de Esperanto
jam estas nia tuta mondo!
Al tuta mond' vi apartenas,
al alto levas vi la Homon
kaj kiu vin en koro tenas,
de vi ricevas Belon, Bonon.
En homan mondon venas Amo
per Nova Sento, kormuziko;
vi faras Pacon el malamo
kaj fraton el la malamiko.
Vi donas al mi, Esperanto,
kulturon novan kaj laboron ...
Sed kion donu mi, lernanto?

Akceptu mian tutan koron!


به زبان ما

تو ای، زبان زیبا اسپـــــرانتو                        دیگه در زهنم خاموش نمی شوی

احساسات در ترانه من سخن می گویند                        واکنون  بدینوسیله ترا درود می فرستم

 

آهای سرزمین شما کجاست              انسانها می پرسند. پاسخ:

سرزمین زبانی اسپرانتو                  دیگه کل دنیای ماست

 

تو به همه عالم تعلق داری                به اوج می بری انسانها را

و آنها ترا در قلبشان نگه می دارند                  و از تو خوب و زیبا دریافت می کنند.

 

در دنیای انسانی عشق می آید                        بوسیله"احساس نو"، موسیقی دل

تو از نفرت صلح می سازی                         و ازدشمنی، دوستی

 

اسپرانتو، تو به من دادی                          فرهنگ و کار جدید

اما من دانش آموز به تو چه بدهم ؟                   کل قلب من را بپذیر

 یولیو باقی همیشه در ادبیت اسپرانتو باقی است.

 
 
   |    نوشته شده توسط Zamenhofa
 
Donbaleh Balatarin
 
 

Gxi estas mustardo pot la mangxo.

نوشدارو بعد از مرگ سهراب

Fremda mangxo havas bonan guston.

مرغ همسایه غازه.

Unu ovo malbona, tutan mangxon difektas.

یک بز گر یک گله را گر می‏کند.

Pli bone cxifona vesto, ol ricxeco en malhonesto.

برای این معادلی در فارسی به یادم نیامد. شما اگر پیشنهادی دارید، لطفا نظر خودتان را بنویسید.

 
 
   |    نوشته شده توسط Mahmud
 
Donbaleh Balatarin
 
 

وقتی کودک خردسالی بودم و باالطبع بسیار ساده‏تر از این که امروز هستم، از اینکه در قرن بیستم و نه "در تاریخ" زندگی می‏کنم، بسیار سپاسگذار بودم. "در تاریخ" انسانها احمق، وحشی و بدخو بودند، ولی اینک خوشبختانه همه‏ی حماقت‏ها، وحشیگری‏ها و بدی‏ها از دنیا رفته‏، و همه‏ی مسایل حل شده‏اند. انسان‏ها منطقی‏اند و اختلافات را بر اساس اصول اخلاقی حل می‏کنند.

در تاریخ برده‏هایی وجود داشتند ولی خبث برده‏داری چنان بدیهی شد که در قرن بیستم دیگر برده‏ای یافت نمی‏شود. در تاریخ جنگ‏های بیشماری رخ داد، ولی جنگ جهانی اول چنان انسان‏های دنیا را شگفتزده کرد که جنگ دیگری نمی‏تواند اتفاق بیفتد. در تاریخ فرمانروایان خودکامه بودند و با زیردستان بوالهوسانه رفتار می‏کردند، اما امروز فرمانروایی از آن مردم، و بوالهوسی از بین رفته است. طی هزاران سال نفرت و کینه حاکم بود، ولی قرن بیستم آن را بیکباره، با نگرش روشن و جهان‏بینی جدید قابل تحمل ندید.

امروز بخاطر بی‏طرفی نهضت اسپرانتو، حق خود نمی‏دانم همه‏ی عوامل نفرت را که در آن زمان به نظرم می‏رسید و  از دید بسیاری از اسپرانتو دانان چندان هم بدآیند نبودند، و خوشبختانه در سایه‏ی تاریکی‏های تاریخ جا مانده بودند را فهرست کنم. 

به عنوان کودکی خردسال، در ضمن بسیار سپاسگذار بودم که انگلیسی زاده شده‏ام، زیرا در آن زمان در چشم من بریتانیا شگفت‏ترین، بزرگترین و پیشرفته‏ترین کشور جهان بود و دیگر کشورها آن را تحسین می‏کردند و احترام می‏گذاشتند.

وهم جهان کودکی من خیلی زود نقش بر آب شد. روز دقیقش را نمی‏دانم، وقتی برای اولین بار دریافتم که افسوس و صد افسوس که من هنوز "در اعماق تاریخ" زندگی می‏کنم.  عکس‏های تاریخی

برگردان"Mondo de Infano" برگرفته از کتاب Pajleroj kaj stoploj  اثر ویلیام آولد 


 
 
   |    نوشته شده توسط Mahmud
 
Donbaleh Balatarin
موسیقی روز اسپرانتو انجمن اسپرانتوی ایران
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: طراحي و پياده سازي قالب وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور